از آن زمان که مجمع عمومی سازمان ملل متحد سال 1981 را به عنوان سال جهانی معلولین اعلام نمود ، مدت زمان زیادی می گذرد . اعلام سوم دسامبر هر سال بعنوان روز جهانی معلولین و تدوین برنامه اقدام جهانی برای اعلام دهه جهانی معلولان از 1983 تا 1992 و بدنبال آن دهه معلولین آسیا از 1993 تا 2002و پس از آن دهه معلولین افریقا آغاز گردید و همانطور که شاید بدانید اروپائیان نیز سال 2003 را بعنوان سال معلولین اروپایی نامیدند . این همه تلاش و پیگیری مجدانه حاکی از آن است که در سالهای آخر قرن بیستم موضوع حقوق از دست رفته و اعطاء نشده معلولان در جوامع مورد توجه خردمندان قرار گرفته است و همه جهانیان را به ایفاء و بازگرداندن آن حقوق با این قشر از اجتماع فرا می خوانند . موضوع انسانی افراد دارای معلولیت از بزرگترین چالشهای جوامع امروزی است چه با افزایش روز افزون رشد ناتوانی و نیز رقم مطلق افراد دارای ناتوانی ، ابعاد انسانی این پدیده بسیار وسیع تر از آنچه تصویر میشود ،می باشد.
آنچه در این میان اهمیت دارد برخورد حقوقی با این موضوع است نه تنها برخورد ی از سر ترحم و دلسوزی و اعطای صدقه و مستمری به جهت رفع نیازمندیهای قشری که اغلب در جوامع از تامین نیازهای زندگی روزمره خود ، دور نگه داشته شده اند . شاید در روزگاران گذشته تنها نگاهی دلسوزانه و پرداخت کمکی مادی یا معنوی می توانست کار ساز باشد . لیکن دنیای امروز و بویژه انسانهای دارای ناتوانی و معلولیت اینگونه کمکها را بر نمی تابند . مجامع جهانی در سالیان اخیر با به میدان آوردن مفاهیمی چون بهداشت برای همه ، آموزش برای همه ، حق استفاده برابر از فرصت های موجود در جوامع و ... در پی ایجاد یک جامعه برای همه هستند تا در آن همه انسانها بدون در نظر گرفتن هیچگونه تبعیضی از مواهب خدا دادی بهره مند شوند و این چیزی جز آموزه های دینی ما نمی باشد که در قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین نیز بارها مورد تاکید قرار گرفته است .
متاسفانه با وجود همه تلاشهای بعمل آمده در 26 سال گذشته هنوز هم تا پذیرش جهانی و ملی واقعیت حضور افراد دارای معلولیت و ناتوانی فاصله زیادی وجود دارد . نگاهی به وضعیت معلولان در جوامع مختلف حاکی از عدم برخورداری معلولان از حقوق اولیه انسانی همتراز سایر افراد در اجتماع است .
ین امر در کشور های در حال توسعه با شدت بیشتری مشهود است . وجود نگرشهای منفی نسبت به معلولیت و معلولان هنوز هم در بسیاری از اجتماعات بشری با قدرت وجود دارد . امکانات پیشگیری ،درمانی در بخش های بهداشت و درمان با مشکلات متعددی مواجه است و برنامه های توانبخشی و بویژه تامین تجهیزات و وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز معلولان بواسطه هزینه های فراوان با محدودیت های زیادی روبرو است .
دستیابی به محیط مسکونی و شهری بدون مانع برای حضور معلولان به صورت یک آرزوی دست نا یافتنی جلوه کرده است و علیرغم اینکه در برخی محیط ها به صورت نمایشی کارهایی انجام میشود ، هنوز هم معماران و شهر سازان نگاهی به معلولان حاضر در جامعه ندارند و این موضوع است که باید اذعان کرد در همه بخشهای ارائه دهنده خدمات به نوعی قابل لمس است ، چه مدیران و برنامه ریزان در امور مختلف به نظر میرسد که تنها افراد به ظاهر سالم در جامعه را در برنامه ها ی خود مد نظر قرار میدهند . عدم دسترسی معلولان به امکانات عمومی جامعه ، خدمات حمل و نقل ، مراکز خرید ،مراکز اداری ، آموزشی ، تفریحی ، ورزشی ، ... حاکی از همین نگرش و دیدگاه است بیایید تلاش کنیم آنچه در توان داریم برای بهبود وضعیت معیشتی، اجتماعی ،فرهنگی ،آموزشی و بهداشتی درمانی این عزیزان بکار بندیم . باشد تا در جامعه ای که برای 20 سال آینده ایران انتظار می رود این قشر توانمند و عزیز هم در جایگاه اصلی و صحیح خود قرار داشته باشد .
پیچیدگیهای ناشی از حیات ماشینی در هزاره سوم منجر به بروز مشکلات جدی در جوامع مختلف میشود بویژه در جوامعی که در حال گذار از رویکرد سنتی به رویکرد صنعتی هستند این پیچیدگی ، فکر وذهن اندیشمندان و برنامه ریزان مقوله مهم رفاه اجتماعی را به چالش می طلبد . اینک چالش مهم رفاه اجتماعی تنها تامین حد اقل نیازهای معیشتی نیازمندان نیست بلکه در این مقوله مهم ، دید گاه حمایتی سنتی برای قشری خاص منسوخ شده و دایره خدمات رفاه اجتماعی گسترش یافته و تقریبا شامل کلیه ابعاد زیستی شهروندان جوامع گوناگون از لحظه تولد تا هنگام مرگ میشود ( من المهد الی اللحد ) از توسعه آموزشهای پیش دبستانی گرفته تا آموزش مهارتهای زندگی برای شهروندان ، از بیمه های عام و خاص گرفته تا غنی سازی اوقات فراغت برای سنین مختلف جمعیتی ، از مقوله امنیت گرفته تا بهبود تغذیه لایه های گوناگون جمعیتی ، از مبحث اشتغال گرفته تا تامین حقوق بازنشستگان و تامین رفاه ایام سالمندی و ... مباحث مختلفی هستند که همه و همه امروزه در رفاه اجتماعی مورد مداقه و توجه برنامه ریزان قرار میگرند .
اینک سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی دولتی مقوله مهم رفاه اجتماعی در جمع تعداد کثیری از سازمانها و ارگانهای عمومی و غیر دولتی دست اندرکاراین مبحث ، بایستی تمام تلاش و همت خود را در جهت ایفای نقش تخصص محو ری و پرهیز از رویکرد سنتمداری با بهره گیری از تجارب صاحبان علوم اجتماعی بویژه کارشناسان ،پیشکسوتان و منابع انسانی درون سازمانی به سر انجام رساند. و بر متولیان امر رفاه است که پتانسیل های سازمان بهزیستی را به عنوان تهدید تلقی ننموده و فارغ از نگرشهای خاص از آن به عنوان یک فرصت طلایی بهره جسته و با واگذاری امور مهم به کاردانان، ثمره شیرین این اعتماد در آینـده ای نزدیک در ابعاد مختلف زیستـی آحاد مردم بویژه اقشار آسیب پذیر به صورت نشاط ، شادابی ، سرزندگی ، ارتقاء و توسعه سلامت ، افزایش امید بزندگی ، افزایش مباهات و فرهمندی ملی ، کاهش
مراقب اختلال افسردگی فصلی باشید [ December 21, 2007 ]
اگر در ماههای آبان و آذر دچار افت خلق و کاهش انرژی و انگیزه میشوید در ماههای فروردین و اردیبهشت دوباره به حالت عادی و سالم برمیگردید، احتمالا به اختلال افسردگی فصلی موسوم به SAD مبتلا هستید.دکتر سیامک میرزایی روانپزشک در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: علت بروز اختلال SAD برهم خوردن تعادل شیمیایی در مغز است که علت تعادل در نتیجه کمبود نور مناسب در روزهای کوتاه زمستان و عموما تاریکتر شدن هوا بروز میکند.
وی گفت: تقریبا 10 تا 20 درصد از مردم به نوع خفیفی از این اختلال بیمار گونه مبتلا میشوند، برخی افراد به لحاظ ژنتیکی مستعد ابتلا به این اختلال هستند که البته در زنان به مراتب بیشتر از مردان است و به نظر میرسد از سالهای نوجوانی آغاز میشود.وی تأکید کرد: برای کاهش خطر بروز این اختلال میتوانید حتی المقدور در روزهای زمستان حتی در روزهای ابری از منزل خارج نشده و روزی یک ساعت چشم هایتان را در معرض نور طبیعی قرار دهید./ن
21راه فروپاشی روابط همسران! [ December 22, 2007 ]
هموطن-طبق آخرین یافتهها، تداوم و تکرار 21 اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد مرتکب آن میگردند، توانایی نابود ساختن هر رابطهای را دارا میباشد:
۱ - سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید
.۲- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد.
۳-بیرحمانه خطاهای شریک زندگی خود را بازگو کردن.
۴-ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزههای شریک زندگی بهتر از خود وی
.۵-تصور آنکه شریک شما میباید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد
.۶-نادیده گرفتن کامل اولویتهای شریک زندگی و پافشاری بر اولویتهای خود.
۷-تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابه میباشند
۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم کردن
.۹- شناسایی عیوب و کاستیهای شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که منطق در میماند
.۱۰- بهرهگیری از عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن، دستیابی به اهداف و یا مجازات همسر
.۱۱- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان نیاوردن
.۱۲- کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی، و کشاندن مجادله تا جایی که همسر از خانه بگریزد
.۱۳- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات
.۱۴-ابراز وابستگی شدید به همسر خود،وادعای آنکه بی وی و یا در صورت بیاعتنایی وی بیشک خواهد مرد
.۱۵-در صورت عدم وابستگی شدید، فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.
۱۶-قول دادن، وهیچگاه عمل نکردن.
۱۷- تا حدی متظاهر و دو رو بودن که همسر نمیداند شما چه زمان جدی هستید.
۱۸-عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود.۱۹- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید
.۲۰-وانمود میکنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شدهاید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیدهاید
.۲۱-به گونهای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیدهاید و این شریک شماست که باید تغییر کند