آرمان تحقق شهر بدون مانع

این وبلاگ تلاشی است برای برابر سازی فرصتها به منظور استفاده معلولین وجانبازان از امکانات جامعه

آرمان تحقق شهر بدون مانع

این وبلاگ تلاشی است برای برابر سازی فرصتها به منظور استفاده معلولین وجانبازان از امکانات جامعه

پرسیدم چرا گریه می کنی ؟

پرسیدم چرا گریه می کنی ؟

گفت دلم گرفته تحمل نا مهربونی ها رو ندارم .

گفتم ولی زندگی برا من قشنگه ، سختی هامو یه پیام از طرف خدا می دونم ، دردامو هیچ وقت بزرگ نمی دونم ، از هر فرصتی برا شادی و خنده و خوشی استفاده می کنم ، دلمو پره از امید ، مگه دیروز که این همه غصه خوردی امروز اتفاقی افتاد ؟ ولی لذت شادی و دلخوشی من سالهاست که با منه .

نفس عمیقی کشید و گفت اشتباه می کنی ، زندگی فقط خنده نیست ، خیلی موقه ها باید گریه کرد تا معنی خنده رو فهمید ، درک شادی بدون غصه ممکن نیست . باید معنی شب  رو درک کنی تا روز رو با تمام وجودت احساس کنی . زندگی نصفش خنده است و نصفش غم و ...

نگاهی به قیافه من کرد و بلند شد و رفت .

و من ساعتها درباره حرفش فکر کردم ...و در آخر به طرز فکرش خندیدم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد